تحولات منطقه

۳۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۸
کد مطلب: ۳۲۳۹۱۶
 کار آفرینی در اسلام
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

کار آفرینی  در گردونه تاریخ  ادیان

 ادیان  مختلف  و اسلام  کار  را مبنای  استحقاق در آمد قرار داده است  زیرا  که ازطبق این  نظر درباره فعالیتهای اقتصادی این عنصر انسانی عامل باید ها و نباید ها ارزشی و تحلیل اصیل تولید به حساب می آید در واقع دیگر عوامل  تولید  در خدمت  این عامل اصلی  هستند و این انسان است  که کلیه ثروت ها  برای او خلق شده  است و نه این که  او در خدمت سایر  عوامل مادی  تولید باشد  تا اینکه  مجموعه عوامل تولید  در عرض هم قرار  داده شود و طبق مکانیزم عرضه و تقاضا سهم  هر یک از این عوامل در درآمد مشخص گردد و در نتیجه عامل کار از جهت استحقاق درآمد  چنان که در نظام سرمایه داری  مطرح است  تحت الشعاع و در خدمت  سرمایه و ابزار تولید قرار گیرد زیرا  این استحقاق درآمد از جهان بینی اسلام نسبت به انسان و اصالت او  نشات می گیرد نه از ایجاد ارزش مبادله های کالا به واسطه مقدار کار صرف شده در آن، آنطور که سوسیالیزم  در نظریه ارزش کار معتقد است. به علاوه  از نظر درک عقل انسان بر عوامل تولید سلطه دارد  وسایل تولید  ابزاریست  که انسان آنها را در کار تولید  و ایجاد منفعت جدید به کار می گیرد و در نتیجه بر  آنچه که ابزار و وسیله کار او به حساب می آید  برتری و اولویت خاصی دارد  همچنانکه بر اساس کشش  فطری انسان باید نتیجه کارش را خود وی مالک شود مگر اینکه مزاحم با حق دیگری شود که بر انسان  حاکمیت  و ولایت دارد و انسان  در مقابل او حق اولویت خود را نسبت به نتیجه کارش از دست می دهد و  یا اینکه به واسطه قرار داد  و به اراده خودش نتیجه کارش را به دیگری واگذار می کند   اولین دستور خداوند  به حضرت  آدم  بعد از هبوط خویش بر زمین مقوله کار است تا از زحمت و تلاش  خویش  و با کشت زمین و کار روی آن فعالیت کند  در عهد عتیق و در امثال سلیمان کار و کسب  و چابکی  رامورد  تقدیر قرار می دهد و سستی را نگوهش می کند  و کار را جوهره انسانی به حساب می آورد و تاکید  می کند که : کسی که با دست سست کار می کند و همت والا نداشته باشد فقر و بیچاره گی او را در بر خواهد گرفت  اما دست چابک همیشه  پیروز  و عامل غنی  سازی است . جوانی با کارو تلاش معنی می یابد  و نیرو و توان این دوران  را باید  بدان  مسیر سمت و سو داد  زیرا با این سرمایه   روحیه اعتماد به نفس  و خودباوری در انان شکل می  گیرد  و ایشان را برای پذیرش  مسولیت های اجتماعی آماده می گرداند.

  پیامبر رحمت  همگان را به کار  فراخوانده  و ضمن تاکید  بر ارتباط استعداد  فرد و نوع کار  می فرماید  همه شما کار کنید  و کوشش نمایید  ولی متوجه باشید  که هر کس  برای کاری آفریده شده است  و آن  را به سهولت  انجام می دهد  مکتب اقتصادی  اسلام  بر مفاهیم  ارزشی  و بینش هایی متکی است  که بر اساس آنها مقوله  کار اقتصاد  اسلامی  با دیگر مکتبها  تفاوتهای  اصولی  پیدا می کند  این ارزشها و بینشها  را در دیدگاه اسلام  نسبت به هستی  انسان جامعه  ثروت  مالکیت  آزادی  و عدالت  و ... می توان  یافت  گرچه  این مفاهیم  از مقولات  ارزشی هستند  و در اصطلاح  علمی به شمار نمی آیند  ولی با نفوذ  در روح روان  و اخلاق  مردم وظهور  آنها  در رفتار انسانها  نقش فوق العاده ای در جلوگیری  از پیدایش  مشکلات  اجتماعی  و اقتصادی  و یا کمک  در حل سریع و آسان آنها دارند بسیاری از مشکلات  اجتماعی  و اقتصادی جوامع  دیگر  ناشی از بینش نادرست  آنها در باره  مفاهیم فوق  است  با تصحیح  بینشها  و برداشتها و ظهور  دیدگاههای  درست  درباره  این مسائل اساسی و زیر بنای در اندیشه  ها و رفتار ها جلوی این گونه مشکلات و بحرانها را می توان گرفت  نگاهی  گذرا به سیر تاریخی مفهوم کار آفرینی از زاویه دیگر نشان می دهد که بعضی معتقدند کار آفرینی  ابتدا در حوزه موزیک مطرح بوده است و کار آفرین در فرهنگ لغات آلسفورد، رئیس  یا مدیر موسسه ملی  موزیک تعریف شده است  یعنی کسی  که سرگرمیهای موزیکال را تدارک می بیند ولیکن در نگاه  تطبیقی و مبانی  ارزشی و حتی  دینی  این گستره چند  هزار ساله است و واژه ای است که شاید نه به این صراحت ولیکن در قالب این معنی آمده است  این گسترش تدریجی در حوزه فعالیتهای کار آفرینانه اساسا به دلیل روش استقراری است که مورد استفاده قرار گرفته است  به عبارت  دیگر  چنانچه با روش  قیاسی کار آفرینی تعریف می شد یعنی همان طور  که  مک کللند می گفت  فقط نقشها را پی گیری می کردند نه موقعیتها را زودتر  به نتیجه نهایی و تعریف جامع  و مانع می رسیدند به یک معنی  اگر توصیف و روشنگری  حوزه ای  از کار آفرینی (حوزه  اقتصادی)  بر دیگر حوزه ها  ارجحیت  داده نمی شد  شاید تا به حال  مفهوم کار آفرینی  روشن شده بود  از طرفی پتر دراکر  معتقد است  که کار آفرینی  یعنی ایجاد فعالیتهای  کوچک  جدیدی با سرمایه  فردی  و لذا کار آفرین ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید

1.کار آفرینان ارزش ها را تغییر می دهند و ماهیت آن را دچار تحول می کنند

2.کار آفرینان برای فعالیت خود سرمایه نیاز دارند مخاطره  پذیرند  اما هیچ گاه سرمایه گذار نیستند آنها مخاطره ای را می پذیرند که لازمه هر فعالیت اقتصادی است

3.کسانی که بتوانند  به درستی تصمیم گیری کنند می توانند کار آفرین باشند

4. کار آفرین تغییر را مقوله ای سالم  و هنجار می داند او تغییر را مطرح نمی کند بلکه همواره به دنبال آن است و به آن پاسخ می دهد  و فرصت ها را شناسایی می کند

5.  کار آفرینی یک رفتار است  نه یک صفت خاص  در شخصیت افراد  بنابراین  در یک کلام  می توان گفت  که کار آفرینان با مدیران و صاحبان سرمایه تفاوت دارند هر چند ممکن است  بین مدیران  و صاحبان سرمایه  نیز بتوان مواردی از کار آفرینی را مشاهده کرد .

تقریبا  در همه تعارف کار آفرینی  این توافق وجود دارد که در مورد رفتاری بحث میکنیم که:

1.پیش قدم است

2.می تواند مکانیسم اجتماعی و اقتصادی را برای تبدیل منابع و موفقیت ها به وضعیت عملی سازماندهی  یا سازمانادهی  مجدد کند

3.ریسک و شکست را می پذیرد.

   *** دکتر محمدباقر بابایی طلاتپه،  استاد دانشگاه امام حسین (عضو هیات علمی)

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha